سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

222

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

محمد و علنى شدن قيامش را از مردمان كوفه پنهان كرد و دروازه‌هاى شهر را بست و به احدى اجازه ورود يا ترك آن را نمىداد و شيعيان محمد و ابراهيم را كشت و زندانى كرد و مردمان كوفه را مجبور كرد رنگ سفيد را كه شعار علويان بود از خود بركنند و لباس سياه را كه شعار عباسيان بود بپوشند . از دلايل شكست نهضت محمد و ابراهيم ، طبق آنچه محدثان مورخ روايت كرده‌اند ، اين است كه اين دو برادر در هماهنگ كردن تلاش‌هايشان به گونه‌اى كه باهم و در يك زمان قيام كنند ، ناكام بودند . اگر اين دو قيام در يك زمان روى مىداد ، وضعيت خليفه را دشوار مىكرد . اين مورّخان ، سبب همزمان نبودن قيام ابراهيم را در بصره با قيام برادرش محمد نفس زكيه در حجاز ، بيمارى ابراهيم ذكر كرده‌اند كه به آبله گرفتار شده بود ، « 1 » اما به نظر مىرسد بيمارى ابراهيم مانع آن نبوده كه قيام وى در وقت هماهنگ شده قبلى رخ دهد ، بلكه شتاب نفس زكيه در خروج ، و اعلان قيام پيش از موعد ، سبب ناهمزمانى اين دو قيام بوده است . ازاين‌رو ، منصور توانست هريك از اين قيام‌ها را با فراغت بال خاتمه دهد . در صفحات قبل گزارش‌هاى فراوانى را آورديم كه اشاره داشتند محمد در شروع قيام خود عجله كرده است . دوم : عوامل اقتصادى اولين عامل از عوامل اقتصادى ، ظهور قيام نفس زكيه در مدينه منوره است ؛ شهرى كه به قداست و تاريخ اسلامى باشكوه ، مشهور است ، اما سرزمينى است با محدوديت اقتصادى . ازاين‌رو ، براى اين‌كه مركز قيام و جنگ قرار گيرد مناسب نيست ، و اين را تاريخ ، ثابت كرده است ، چنان‌كه زبير بن عوام و هم پيمان او طلحة بن عبيد اللّه نپذيرفتند كه مدينه را مركز قيام خود ، ضد على بن ابى طالب عليه السّلام قرار دهند و در بصره قيام كردند . « 2 » هم‌چنين مدينه صلاحيت اين را نداشت كه پايتخت دولت اسلامى باشد ، چنان‌كه على بن ابى طالب عليه السّلام

--> ( 1 ) . خضرى ، تاريخ الامم الاسلامية ، ج 2 ، ص 63 / حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الاسلام ، ج 2 ، ص 135 / جومرد ، أبو جعفر المنصور ، ص 188 . ( 2 ) . هم‌چنين بسيارى از ياران على بن ابى طالب عليه السّلام در مدينه بودند . ( تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 167 )